lollipop
 

 

 

امروز خیلی بهترم.

روحم  کمی دور شده از اون همه غصه.و بهم قول دادیم که بهتر و بهتر هم بشه.

با وجود سرما خوردگی شدیدی که از امروز صبح مهمون ناخونده ام شده و تمام بدنمو گلوم درد میکنه ، و در خدمت آبریزش بینی هستم، ولی تو هوای باد و بارون رفتم بیرون که نزارم کسل بشمو  برم تو حال و هوای مریضی.

موفق هم شدم

یه سری خرید خوشگل خوشگل هم گذاشتم تنگش  که کلی حالمو بهتر کردمژه.

من همون ''من' قبل از سفر رو دوس دارم.

یه آدم که روحش آرامش داره،و دنبال اینکه بتونه با کوچکترین شادی ها بینهایت شاد بشه، و با بزرگترین غم ها خیلی کم شکسته بشه.

امروز که دورو برم رو نگاه کردم، دیدم  هیچکسی نیس، فقط منو یه عالمه حرفی که شنیدمو یه عالمه غصه ایی که از اون همه حرف تو دلم سنگینی میکنه، که مطمئنم هیچکدوم اون آدما ذره ایی از این دردی که توی قلبم گذاشتن رو نمیفهمن.

من هم تمام اون حرف ها و رفتار ها رو از ته قلبم بیرون کشیدمو روشون خاک ریختم، و دوباره جا برای آرامشو و امید و محبت و خوشی توی قلبم باز شد.

خدایا شکرت که به من این اراده رو دادی که باز هم بتونم اون بنده ایی باشم که میپسندی.

 

از تک تک دوستای عزیزم که باهم همراهی کردن ممنونمقلب.

 

**مطمئنم که تمام اون غصه و درد  از دلم رفته، چون با اینکه میدونستی چقد حالم بده و هیچ حالی ازم نپرسیدی،ولی هنوزم مثل همیشه دوست دارم و اصلاً واسم فرقی نداره که حتی یادم باشی یا نه!

 

 

 

خدایا شکرت برای نعمت بی نیاز بودنم.

 

 

 





ارسال شده در: جمعه ٧ اسفند ۱۳۸۸ :: ٤:٢٥ ‎ق.ظ :: توسط :



RSS Feed